مدیریت پروژه پایدار چیست؟

مدیریت پروژه پایدار چیست؟

توسط شیوا طاهرپور • در 1405/05/25

مدیریت پروژه پایدار چیست؟ 
تعریف، اصول و چارچوب‌های اصلی

تعریف مدیریت پروژه پایدار، اصل سه‌بعدی People-Planet-Prosperity، چارچوب P5 و متدولوژی PRiSM، و جایگاه این رویکرد در پروژه‌های صنعتی و انرژی.

مدیریت پروژه پایدار (Sustainable Project Management) به رویکردی گفته می‌شود که در آن، تصمیمات و فرآیندهای مدیریت پروژه نه‌تنها بر اساس معیارهای سنتی زمان، هزینه و کیفیت، بلکه با در نظر گرفتن اثرات زیست‌محیطی، اجتماعی و اقتصادی پروژه در طول چرخه‌ی عمر آن شکل می‌گیرند. برخلاف تصور رایج، این رویکرد جایگزین مدیریت پروژه‌ی کلاسیک نیست؛ یک لایه‌ی تحلیلی و تصمیم‌گیری اضافه است که بر روی ساختار شناخته‌شده‌ی مدیریت پروژه سوار می‌شود.

خاستگاه و پیشینه

مفهوم مدیریت پروژه پایدار به‌طور رسمی و ساختاریافته از سال 2011 و با فعالیت سازمان Green Project Management (GPM) Global شکل گرفت. این سازمان، که خود را «خانه‌ی جهانی پایداری در پروژه‌ها» معرفی می‌کند، دو ابزار اصلی برای این حوزه توسعه داد: استاندارد P5 برای سنجش اثرات پایداری پروژه، و متدولوژی PRiSM (PRojects Integrating Sustainable Methods) برای اجرای عملی این اصول در چرخه‌ی عمر پروژه. این دو ابزار، امروزه به یکی از مرجع‌های شناخته‌شده‌ی جهانی در تلاقی مدیریت پروژه و پایداری تبدیل شده‌اند.

اصل بنیادین: از خط پایه‌ی سه‌گانه تا چارچوب P5

نقطه‌ی شروع مدیریت پروژه پایدار، مفهوم خط پایه‌ی سه‌گانه یا Triple Bottom Line است: هر پروژه باید هم‌زمان در سه بعد ارزیابی شود: مردم (People)، کره‌ی زمین (Planet) و رونق اقتصادی (Prosperity). این سه بعد، در واقع همان چیزی است که در ادبیات گزارش پایداری هم به‌شکل ابعاد اجتماعی، زیست‌محیطی و اقتصادی دیده می‌شود؛ اما در مدیریت پروژه پایدار، این ابعاد به سطح تصمیم‌گیری روزانه‌ی پروژه منتقل می‌شوند، نه اینکه صرفاً در پایان پروژه گزارش شوند.

استاندارد P5 این سه بعد را با دو بعد دیگر تکمیل می‌کند: فرآیند (Process) و محصول (Product). فرآیند به این می‌پردازد که خود روش‌های اجرای پروژه، از تدارکات تا مدیریت منابع انسانی، تا چه اندازه اصول پایداری را رعایت می‌کنند. محصول نیز به اثرات پایداری خروجی نهایی پروژه، یعنی چیزی که پس از تحویل پروژه در اختیار بهره‌بردار قرار می‌گیرد، توجه دارد. ترکیب این پنج بعد، همان چیزی است که به این استاندارد نام P5 داده است.

بر اساس یافته‌های GPM Global، از سال ۲۰۱۶ تاکنون سهم سازمان‌هایی که استاندارد P5 را در پروژه‌های خود به کار می‌گیرند به‌طور پیوسته افزایش یافته و هم‌اکنون بخش قابل‌توجهی از سازمان‌های فعال در این حوزه، این چارچوب را به‌نوعی در فرآیندهای خود ادغام کرده‌اند. با این حال، همین منابع نشان می‌دهند که بخش عمده‌ای از سازمان‌ها هنوز میان استراتژی پایداری سازمانی خود و اجرای عملیاتی آن در سطح پروژه، فاصله‌ی قابل‌توجهی دارند؛ شکافی که دقیقاً محل ورود مدیریت پروژه پایدار به‌عنوان یک رشته‌ی عملیاتی مستقل است.

سند مدیریت پایداری، ابزار مرکزی PRiSM

در متدولوژی PRiSM، ابزار محوری برنامه‌ی مدیریت پایداری یا Sustainability Management Plan (SMP) نام دارد؛ سندی زنده که از فاز آغازین پروژه تا فاز بهره‌برداری، به‌طور مستمر به‌روزرسانی می‌شود. این سند، اثرات پایداری شناسایی‌شده، تعهدات پروژه، فرآیندهای پایش و راستی‌آزمایی، و نتایج نهایی را در یک منبع واحد گرد هم می‌آورد و مستقیماً به گزارش‌دهی سازمانی در چارچوب‌هایی مانند GRI، ISSB و TCFD متصل می‌شود.

تحلیل اثرات پایداری پروژه، که در ادبیات PRiSM با عنوان P5 Impact Analysis شناخته می‌شود، در دو نقطه از چرخه‌ی عمر پروژه به‌طور رسمی انجام می‌گیرد: در فاز اکتشاف (Discovery)، پیش از تعریف نهایی محدوده‌ی پروژه، و در فاز تحویل (Delivery)، هم‌زمان با اجرای اصلی کار. این جایگاه دوگانه، تفاوت اصلی مدیریت پروژه پایدار با رویکردهای سنتی را نشان می‌دهد: پایداری در اینجا یک بررسی پایانی نیست، بلکه دو نقطه‌ی تصمیم‌گیری مشخص در مسیر پروژه است.

تفاوت با مدیریت پروژه سنتی، در یک جمله

مدیریت پروژه سنتی معمولاً بر اساس سه محدودیت اصلی : زمان، هزینه و محدوده، طراحی می‌شود و ملاحظات پایداری، اگر مطرح شوند، در قالب ریسک‌های جانبی یا الزامات تنظیم‌گری دیده می‌شوند. مدیریت پروژه پایدار این ملاحظات را از حاشیه به مرکز تصمیم‌گیری منتقل می‌کند: اثرات زیست‌محیطی و اجتماعی، در کنار هزینه و زمان، به‌عنوان معیار موفقیت پروژه در نظر گرفته می‌شوند، نه صرفاً یک بند انطباقی که باید رعایت شود تا پروژه از فیلتر تنظیم‌گری عبور کند.

چرا این رویکرد برای پروژه‌های صنعتی و انرژی اهمیت دارد

در پروژه‌های بزرگ صنعتی، به‌ویژه در حوزه‌ی نفت، گاز و پتروشیمی، تصمیمات مربوط به تدارکات، انتخاب فناوری و مدیریت پیمانکاران، اثرات پایداری بلندمدتی دارند که اگر از همان فاز طراحی پروژه دیده نشوند، اصلاح آن‌ها در فازهای بعدی هزینه‌بر و گاه غیرممکن است. مدیریت پروژه پایدار، با ادغام این ملاحظات در ساختار حاکمیتی و فرآیندهای تصمیم‌گیری پروژه از همان ابتدا، این ریسک را کاهش می‌دهد. همین رویکرد، پایه‌ای است که در نهایت، گزارش پایداری قابل‌اتکا و مبتنی بر داده‌های واقعی پروژه نه صرفاً ادعاهای کلی را ممکن می‌سازد.

جمع‌بندی

مدیریت پروژه پایدار، رشته‌ای مستقل با ابزارها و چارچوب‌های مشخص خود است، نه صرفاً یک برچسب کلی برای پروژه‌هایی که به محیط‌زیست توجه دارند. اصل خط پایه‌ی سه‌گانه، چارچوب P5 و متدولوژی PRiSM، مجموعه‌ای از ابزارهای عملیاتی فراهم می‌کنند که پایداری را از یک نگرانی انتزاعی، به معیارهای قابل‌سنجش در تصمیمات روزمره‌ی پروژه تبدیل می‌کنند. برای پروژه‌هایی که در نهایت قرار است عملکرد خود را در قالب گزارش پایداری به سرمایه‌گذاران و ذی‌نفعان ارائه دهند، وجود یک نظام مدیریت پروژه پایدار در پس‌زمینه، تفاوت میان گزارشی مستند و قابل‌دفاع، و گزارشی صرفاً توصیفی را رقم می‌زند.

سوالات متداول

آیا مدیریت پروژه پایدار فقط برای پروژه‌های زیست‌محیطی کاربرد دارد؟
 خیر. اصول مدیریت پروژه پایدار برای هر نوع پروژه‌ای، از ساخت‌وساز و صنایع سنگین گرفته تا فناوری اطلاعات، قابل استفاده است. آنچه تغییر می‌کند، وزن نسبی هر یک از ابعاد پنج‌گانه‌ی P5 متناسب با ماهیت پروژه است.

مدیریت پروژه پایدار چه ارتباطی با گزارش پایداری دارد؟ 
مدیریت پروژه پایدار داده‌ها و مستندات لازم برای تدوین گزارش پایداری را در طول اجرای پروژه تولید می‌کند. بدون یک نظام مدون مدیریت پایداری، گزارش پایداری معمولاً به بازسازی داده‌ها پس از پایان پروژه محدود می‌شود که دقت و اعتبار کمتری دارد.

آیا اجرای PRiSM نیازمند صرف‌نظر از متدولوژی‌های رایج مدیریت پروژه مانند PMBOK است؟
خیر. PRiSM به‌عنوان یک لایه‌ی مکمل طراحی شده و می‌تواند در کنار چارچوب‌های شناخته‌شده‌ی مدیریت پروژه به کار گرفته شود، نه به‌جای آن‌ها.

 

برای طراحی و پیاده‌سازی سیستم مدیریت پروژه پایدار در پروژه یا سازمان خود، با من در ارتباط باشید.

منابع